مرتضى مطهرى
197
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىكند ؛ يا نه ، مفهوم وجود حتى مشترك لفظى است ، يعنى يك كلّى نيست كه بر افرادش صدق كند ، بلكه يك لفظ است كه به وضعهاى مختلف و به قراردادهاى مختلف براى اشياء مختلف به كار برده مىشود « 1 » . در بحث « اشتراك وجود » گفتيم كه بدون شك وجود مشترك [ معنوى ] است ؛ مشترك لفظى نيست . اين مطلب را به دلايل بسيار واضح و روشن ثابت كرديم ، كه در اينجا ديگر تكرار نمىكنيم . پس در اينجا ما فعلا اين مطلب را قبول داريم كه وجود از نظر مفهومى مشترك معنوى است ؛ يعنى اين لفظ براى يك مفهوم عام وضع شده است كه اين مفهوم عام بر مصاديق غير متناهى حمل مىشود . همين جاست كه بر بطلان نظريهء كثرت وجود برهان اقامه مىكنند ؛ مىگويند اگر حقايق وجودى ، حقايق متباين باشند ، يعنى اگر مصداقها متباين باشند و هيچ وجه مشترك و سنخيتى ميانشان نباشد آن وقت چگونه ممكن است يك معنى واحد عام بر امورى صدق كند كه ميان آنها هيچ وجه مشترك وجود ندارد ؟ بيان روشنتر مطلب اين است كه مىگوييم آيا حمل يك مفهوم بر يك مصداق مناط مىخواهد يا نمىخواهد ؟ اگر مناط نمىخواهد پس بايد هر مفهومى بر هر معنايى صدق كند ، پس بايد لفظ حجر ، هم بر اين شيشه صدق كند ، هم بر آن گياه و هم بر انسان و انسان هم بر او ، و چون چنين چيزى محال است پس هر مفهومى بر هر
--> ( 1 ) . - اين همان اصالت تسميه است كه ما مىگوييم اصلا « كلى » به طور كلى يك لفظ است . استاد : اين بحث كه به اصطلاح اسميّون اصلا « كلى » به طور كلى لفظ است ، بحث ديگرى است كه اصلا منكر كلى هستند در همه جا . - ولى در عين حال اگر هم بگوييم وجود مشترك معنوى است باز يك اشكال پيدا مىشود ، زيرا اگر بگوييم وجود مشترك معنوى است يعنى وجود يك امر كلى است و اين كلى باز داخل در ذات افراد مىشود ولى وجود كه داخل در ذات افراد نيست . استاد : نه ، شما در باب كلى مىخوانيد « كليات پنجگانه » . سه تاى از اينها را مىگوييد داخل در ذات افرادند ؛ دو تاى ديگر را مىگوييد خارج از ذات افرادند يعنى عرضىاند . بسيار خوب ؛ مفهوم وجود هم نسبت به افراد خودش اينچنين است ؛ يعنى يك مفهوم انتزاعى است . - پس بايد بگوييم عرضى است . استاد : قهرا اين جور است ، بله ، مفهوم وجود يك مفهوم عرضى است ؛ همه مىگويند كه مفهوم وجود يك مفهوم عرضى است .